تبليغاتX
من و خواستگارانم
خسته شدم از بس این سواله احمقانه رو جواب دادم

که چرا تا حالا ازدواج نکردی ؟

ایرانی

خارجی

فارس

عرب

ترک

از بچه های کوچیک

تا سالمندان

به همه باید حساب بس بدم و دلیل بیارم

که چرا تا حالا ازدواج نکردم

 

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 و ساعت 3:12 |
وای

 

M16

 

واقعا میشه در برابر خالق چیره دست چنین شگفتی نفس گیری سجده نکرد ؟ و سر فروتنی و اطاعت و فرمانبرداری در آستانش فرود نیاورد؟

+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 2:8 |

شهیدان فاطمه رجب پور و سرور برومند 

 

محمد رجب پور: آشوبگران مادر و خواهرم را به شهادت رساندند 

 

 

  

پس از تجمع غیرقانونی حامیان موسوی در میدان آزادی، آشوبگران حامی وی با حمله به یک مهد کودک، مادر و خواهر رجب پور را به شهادت رساندند. در همین رابطه محمد رجب پور که مادر و خواهرش در حمله اوباش به شهادت رسیدند به خبرنگار کیهان گفت: روز دوشنبه حدود ساعت 8 بعدازظهر بعد از اتمام تجمع حامیان موسوی در میدان آزادی، ناگهان تعدادی اوباش به طرف خیابان محمدعلی جناح یورش آوردند. وی افزود: در ابتدای این خیابان حوزه مقاومت بسیج هست که روبروی آن هم یک مهد کودک قرار دارد. اوباش که ظاهراً به قصد تصرف پایگاه بسیج به این خیابان هجوم آورده بودند با تیراندازی به سمت مردم باعث رعب مردم شدند و مادر و خواهر من نیز که در حال عبور از آن خیابان بودند برای در امان ماندن وارد مهد کودک شدند اما اوباش بدون توجه به این امر به سمت مهدکودک هم تیراندازی کردند که همین امر باعث کشته شدن مادر و خواهرم شد. این شهروند تهرانی با بیان اینکه مادرم به نام سرور برومند 58 ساله و خواهرم به نام فاطمه رجب پور 38 سال داشتند افزود: سؤال من از این افراد این است که مادر و خواهر من مگر چه گناهی کرده بودند که باید کشته می شدند؟  

منبع:  irdc.ir   

+ نوشته شده توسط cezibel در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 1:34 |
خودشیفته فراهانی در غرب فاحشه شد

چند روز بعدش شان استون در ایران مسلمان شیعه شد

 

عجب دنیای جالبی شده

+ نوشته شده توسط cezibel در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 2:44 |

خیره کننده بود جذاب سیاه اما با نقوش طلایی در وسط زمینی سنگی صیقلی به صافی آینه یهو کسی درها را باز کرد همه دویدند به طرفش چه دویدنی دویدنی مثل کودکی که به آغوش مادر  عاشقی که به آغوش معشوق تشنه به آب خسته به خانه وحشت زده به نور گمشده به نشانه ا از منزل

دویدند و به گردش گشتند و گشتند چه گشتنی مثل الکترون دور هسته اتم ملکول مثل  مثل سیارات دور خورشید مثل ماه دور زمین

و شعارشون این بود

الهی دورت بگردم

لباسهای مارکدار و گرون قیمت یا ژنده و کهنه و ارزون قیمت از تن در آوردند و همه یونیفورم سفید کتان یکدست تن کردند  مثل کبوتر

لوازم آرایش وسایل زینتی و هر چیزی که مایه فخر فروختن و افاده کردن و کلاس گذاشتن برای بقیه هست کنار  گذاشتند

سر به بیابان منی و عرفات به عشق یار می زنند رنج بیاده روی های طولانی بیخوابی گشنه گی تشنگی خسته گی گرمای طاقت فرسا را به جان خریدنند

غم عشقت بیابان پرورم کرد

هوا عشق بی بال و پرم کرد

به ما گفتی صبوری کن صبوری

صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

هر چی دق دلی و دلخوری عصبانیت از شیطان دارند با زدن سنگ به سمبل اهریمن دلشون رو خنک می کنند و خودشون رو تخلیه می کنند تلافی گول زدن هاش رو و فریب ها و نیرنگ هاش رو در میارند

با چشم پر نیرنگ او حافظ مکن آهنگ او

کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند

و آخر سر هم برای خدا و سیر کردن شکم نیازمندان گوسفند قربانی می کنند به یاد خلیل که جگر گوشه اش اسماعیل رو با کمال میل خواست قربانی کنه و اسماعیل که با طیب خاطر و از صمیم قلب به قربانگاه رفت و به خدا گفت بریم تا من قربونت برم اما خدا دلش نیومد فقط خواست عشق بنده ش رو محک بزنه

اما حسین از همه بیش دستی کرد سنگ تموم گذاشت و خدا سر بریده حسین رو به و سره بریده علی اکبر گلوی بریده علی اصغر رو و دستها و سر عباس رو و به قربانی خودش بذیرفت 

 که گفت : الهی خودم و جگر گوشه هام همه دربست قربونت می ریم و واقعا این کار رو عملا انجام رسوند  

در زلف چون کمندش ای در مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

 

آیا خدا در این این مکعب سنگی با لباس مخملی مشکی با گلدوزی های طلایی می گنجید که اینطور دیوانه وار به سمتش هجوم می آوردند و عاشقانه و مست به دورش می گشتند

اما آیا خدا  در این مکعب سنگی با همه عظمتش می گنجد

چرا نگنجد

خدا در دل ما که می گنجد

دل ما که از این مکعب هم کوچک تر است

اما چه گنجیدنی؟

 

به قول ملاصدرا:

 

 

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.
برادر می‌شود محتاجان برادری را.
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.
طفل می‌شود عقیمان را. امید می‌شود ناامیدان را.
راه می‌شود گم‌گشتگان را. نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.
شمشیر می‌شود رزمندگان را.
عصا می‌شود پیران را.

عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…
خداوند همه چیز می‌شود همه کس را. به شرط اعتماد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و
بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

و “در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند”…
مگر از زندگی چه می‌خواهید،

که در خدایی خدا یافت نمی‌شود، که به شیطان پناه می‌برید؟
که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟
که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟

قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 و ساعت 1:45 |
از گذری در حال عبور بودم دم غروب بود غمگین و خسته و کسل بودم احساس می کردم دلم برای کسی تنگ شده اما نمی دونستم کی؟ بغض گلوم رو فشار می داد بار سنگینی رو دوشم احساس می کردم استرس داشتم

دنبال راهی گشتم برای غلبه بر احساسم چه راهی؟ موسیقی؟ خوردن هلو هوله؟ با یه دوست گب زدن ؟ قرص شادی اور؟

هیچ کدوم فایده نداشت  اون احساس دوباره بود

آوای عجیبی  به گوشم خورد منقلب شدم به طرف صدا رفتم صدا از یه جا می اومد با معماری زیبا کاشی های فیروزه ای حوض فواره دار با صدای دوست داشتنی شر شر آب گلدان های گل شمعدونی

آدمهای که گرچه آروم و ساده بودند اما چهره هایی متبسم بر انرژی و شاد داشتند مهربان بودند و با هم به آرامی خوش و بش میکردند دست می داند روبوسی و احوال برسی میکردند لباسهای تمیز و خوشبویی به تن داشتند

ناگهان همه درصف های منظمی ایستادند به امام جماعت اقتدا کردند و با معبود و معشوق خویش عشق بازی کردند

من هم وقتی آب خنک رو به صورت ودستها زدم و از خنکا و زلالیت آب لذت بردم

به جمع بیوستم

با هر کلمه جادویی نماز با هر خم شدن و راست شدن جادو شدم

کم کم لایه های غم و دلتنگی و خستگی

مثل لباسهای کهنه و کثیف از تنم در اومد

قلبم خنک و شاد و لذیذ شد

وقتی نماز تمام

با استکان چای لب سوز لب دوز قند بهلویی بذیرائی شدم

وقتی از مسجد اومدم بیرون زدم از سبکی و شادی دلم می خواست بروازکنم

و با خودم فکر کردم چی میتونست غیر نماز جماعت اول وقت در مسجد من رو جادو کنه و غم و استرس و خستگی رو از دلم ببره؟

قرص؟ رقص؟ هله هوله؟ وراجی؟

دلم سوخت برای کسایی که خودشون رو از لذت نماز محروم می کنند

+ نوشته شده توسط cezibel در چهارشنبه چهارم آبان 1390 و ساعت 1:13 |
امضای رنگین کمونی

نزدیک صبح بود هوا کم کم در حال روشن شدن بود  هوای بارونی و دل انگیزی بود بعد از نماز صبح که به خاطر خیس بودن حیاط تو فضای  بسته خونده شد به حیاط رفتم سنگ های صیقلی کف حیاط صیقلی تر و به شفافیت آینه شده بود انعکاس هم چیزش دیده می شد

 حیاط خلوت بود بیشتر مردم به خاطر سرمای هوا داخل بودند به جز یه عده از خادم های حرم و تعداد انگشت شمار زائرا کسی تو حیاط نبود خادم ها با همون کت وشلوارها کلاههای سیاه شال گردنهای سیاه دورگردن بسته بودند و چوب دستی های سیاه رنگی در دست داشتند که تا به حال ندیده بودم اون روز روز اربعین بود ۲ سال بیش

حالت عجیبی داشتم هوای مطبوع دم صبح همراه با نم نم بارون زیبای گنبد و گلدسته های طلائی حرم که با قطرات بارون دوچندان شده بود و درخشنده گی ش بیشتر شده بود و من غرق تماشا بودم مثل عاشقی که چشمم به قد و بالای محبوش افتاده باشه دلم نمی خواست چشم از گنبد و صحن وسرا بردام اما حس می کردم یه اتفاقی داره می افته

در همین حین که در حال قدم زدن و حال کردن تو این هوا بودم از داخل حرم صدای جیغ ممتد و عجیبی شنیدم

چند دقیقه بعد وقتی تو یکی از رواق های روبروی حرم نشسته بودم خیل عظیمی از خادم ها رو دیدم که همراه خیلی عظیم زائرا به سمت رواق کناری من در حال آمدن بودند

وقتی نزدیکتر شدن دیدم بسر بچه نوجونی رو دیدم که خادمها دوطرف دستهاشو محکم گرفته بودند و می آوردنش به این سمت

اول گمان کردم دزد کرفتند

اما بعد دیدم یه زن و مرد میانسال که ظاهری بسیار ساده و روستایی داشتند در حال سجده کردن روی زمین خیس حیاط بودند انگار خدارو به خاطر چیز مهمی شکر می کردند مردم دورشون جمع شده بودند همه خوشحال بودند خادمهای حرم با شادی همدیگر رو در آغوش می گرفتند و تو بوست خودشون نمی گنجیدند

یه چند دقیقه ای این صحنه ها رو هاج و واج تماشا کردم بعد کم کم دوزاریم افتاد وقتی از یکی از زائرا که اون دور و بر بود سوال کردم گفتند که بسربچه نوجون که فلج بود و شفا گرفته بود

اولش نمی تونستم باور کنم که چجوری میشه یه فلج یهو بدون هیچ درمان یا عمل جراحی یهو راه بره مثل یه آدم سالم

بعد خودم به خودم جواب دادم که اونی که درد داده خودش هم درمان می ده

وقتی شاهد چنین معجزه ای تو چنین هوای بارونی و خورشیدی که کم کم بالا می اومد و نورش به قطرات بارون برخورد می کردبا خودم گفتم اگه واقعا این یه معجزه واقعی بوده باید همین الان همونی که شفا داده رنگین کمون بکشه

و رنگین کمون کشیده شد و این زیباترین رنگین کمون زندگی من بود  

یه رنگین کمون به دست خدا بالای سره امام رضا کشیده شد تا من بفهمم  شفا یافتن یه فلج به دست امام رضا و به خواسته خدا یه تخیل نبود یه معجزه واقعی بود که بدست خود معجزه دهنده با رنگین کمون امضا شد

 

 

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه هجدهم مهر 1390 و ساعت 2:6 |
این حسین(علیه السلام) کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا (علیه السلام) و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازه‌ای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسین (علیه السلام) می‌گریند و عزاداری می‌کنند.

ارمنی‌های ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت می‌کنند و صدها عزادار اقلیت‌هاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم می‌آیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینه‌زنى می‌پردازند.

در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار می‌کنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (علیه السلام) اشک می‌ریزند.

دانشجویان ‌مسیحی‌ ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (علیه السلام)

[تصویر: 592541210_orig.Bmp]

[تصویر: 747921210_orig.Bmp]

[تصویر: 545711210_orig.Bmp]

به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (سلام الله علیه)، گریه در سوگ آزاده‌ترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (علیه السلام) را ندارند.

منبع:
iranian-band.blogfa.com
 

شفاى جوان مسيحى مبتلا به سرطان خون
به بركت حديث كساء
از طرف مرحوم آيت الله العظمى حاج "سيد محمد شيرازى(رحمةالله‌عليه)" ، حسينيه‌اى در ايالت واشنگتن آمريكا، به نام حسنيه‌ى «الرسول الاْءعظم( صلي الله عليه و آله )» تأسيس شده است. دهه‌ى فاطميه در اين حسينيه مراسم عزادارى براى حضرت زهرا (سلام الله عليها) برپا و در شب‌هاى جمعه، مراسم دعا و توسل و قرائت حديث شريف كساء برقرار است. يكى از روحانيان بزرگوارى كه از سوى بيت آيت الله العظمى شيرازى، در آن مركز بزرگ دينى، انجام وظيفه مى‌كند، نقل كرده است: روزى در يكى از خيابان‌هاى واشنگتن، پشت چراغ قرمز، منتظر آزاد شدن راه بودم. در اين هنگام يك خانم بى حجاب، با گريه‌ى شديد، به طرف اتومبيل من آمد و گفت: ‌حاج آقا! شما ايرانى هستيد؟ گفتم: بله. ‌ ‌
گفت: التماس دعا دارم؛ من يك جوان نوزده ساله دارم كه به سرطان خون مبتلا و در بيمارستان بسترى است، حالش هم بسيار بد است. در جواب آن خانم گفتم: «شب جمعه به حسينيه‌ى رسول اعظم( صلي الله عليه و آله ) بياييد و در مجلس حديث كساء شركت كنيد، تا به بركت توسل به حضرت زهرا (سلام الله عليها) مشكل شما مرتفع شود». آن خانم شب جمعه به حسينيه آمد و دعا كرد. از قندهايى كه براى تبرك در جلسه‌ى حديث كساء به حاضران داده مى‌شد و قدرى شُله‌زرد نذرى به آن خانم دادم و گفتم: از اين‌ها قدرى به جوان سرطانى خود بدهيد. وى در جواب من گفت: پسرم نمى‌تواند چيزى بخورد. از او خواستم كه حتى اگر شده يك ذره از اين شله‌زرد را در دهان او بگذارد.
دو روز بعد ديدم كه خانم گريه‌كنان به حسينيه آمد. اول خيال كردم كه جوانش فوت كرده؛ خواستم به او تسليت بگويم، ولى او هنگامى كه نزديك شد، رو به من كرد و پس از سلام گفت: حاج آقا، وقتى مقدارى از آن شله‌زرد را در دهان جوان گذاشتم، فوراً چشمش را باز كرد و حالش خوب شد. پس از آن، پزشكان بيمارستان براى بررسى حال او جلسه‌ى مشورتى تشكيل دادند و در نهايت اظهار داشتند كه حضرت مسيح(عليه السلام) او را شفا داده است؛ ولى من به آن‌ها گفتم كه به يقين، او شفـا يـافته‌ى امام حسين(عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حديث كساء است.
آن خانم در نوبت‌هاى بعد با حجاب اسلامى، در جلسه حديث كساء شركت مى‌كرد و جريان زندگى خود و شفا يافتن فرزندش را براى حاضران تعريف مى‌كرد و مى‌گفت: من مسيحى بودم؛ بيست سال قبل به هنگام حاملگى در ايران حضور داشتم، شوهرم را از دست دادم و پس از آن به آمريكا آمدم. در ايران، تبليغات هيچ يك از علماى بزرگ نتوانست مرا مسلمان كند؛ ولى امروز به بركت امام حسين(عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حديث كساء مسلمان شده‌ام. وى مرتب بر اين جمله تـأكيـد مـى‌كـرد كـه حـديـث كسـاء و حضرت زهرا (سلام الله عليها) مرا به سوى اسلام هدايت كرده است(20)
(ادامه‌ى قضايا در شماره آينده)

 

موحد ابطحى، مير سيد حجت/ كرامات و عنايات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و نهضت فاطميه/ ص 285- 287

 

http://alkami.blogfa.com/post-121.aspx

 

شفای دختر مسیحی و مسلمان شدن جمعی از مسیحیان

آیت الله شیخ محمد حسن بهاری، فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد باقر بهاری همدانی چنین نقل کرده اند : 
از خیابان خیام تهران می گذشتم که دیدم در حسینیه مدرسه سید ناصرالدین، مجلس عزای امام حسین علیه السلام برپاست. برای شرکت در عزا وارد مجلس شدم. خطیب مجلس مشغول وعظ و سخنرانی بود و از روی کتابی که در دست داشت این داستان را برای اهل مجلس می خواند :
در ایام محرم، از خیابان اسماعیل بزاز به طرف منزل خود در خیابان جوادی می رفتم که ناگاه زن باحجابی از یکی از پنجره های فوقانی مرا صدا زد. ایستادم تا ببینم خواسته اش چیست؟ آن زن با صدای بلند گفت ای آقا! اهل این منزل همه مسیحی هستند و من زن مسلمانی هستم که در این منزل خدمت می کنم؛ ولی از غذای آنها مصرف نمی کنم. دختر صاحبخانه چند روزی است که به کسالت سختی دچار شده و به رغم معالجاتی که اطبا انجام داده اند هیچ نتیجه ای حاصل نشده است و پدر و مادر این دختر به شدت ناامید شده اند و نزدیک است که خودشان هم تلف شوند. من به آنها گفته ام که شما آنچه در توان داشته اید به کار گرفته اید و نتیجه ای به دست نیاورده اید، در عوض ما مسلمانها دعاها و توسلات مجربی از جمله حدیث شریف کساء داریم که برای هر مریضی که خوانده شود به اذن خدا شفا پیدا می کند. پدر و مادر مریض به من گفته اند که اگر کسی پیدا شود و این دعا را برای دختر ما بخواند و دختر ما شفا پیدا کند ما مسلمان شده و مسلمان شدنمان را هم اعلان می کنیم. من چند دقیقه ای است که از پنجره های ساختمان به بیرون نگاه می کنم تا شاید کسی را پیدا کنم که این دعا را بخواند و خوشبختانه شما را پیدا کردم. آن خانم از من تقاضا کرد که مراسم حدیث کساء و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها را برای آنها اجرا کنم.
من به آن خانم عرض کردم : من اطمینان به شفای آن دختر ندارم و می ترسم خدای متعال بیش از این اجازه زندگانی به او نداده باشد و اجل او فرا رسیده باشد و همین امر موجب بدبینی مسیحیان به دعاها و توسلات ما شود. در این هنگام آن زن در غم و اندوه فرو رفت و گفت ای شیخ! اگر این کار را انجام ندهی روز قیامت نزد مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از تو شکایت می کنم.
وقتی این صحبت را شنیدم لرزه بر اندامم افتاد و ترس مرا گرفت و ناچار در پاسخ آن خانم گفتم همسایه ها را خبر کنید تا در این مراسم شرکت کنند. آن زن علویه همسایگان را دعوت کرد و من در حضور انها شروع به خواندن حدیث کساء کردم. در آخر دعا از خدای متعال خواستم که بر ما منت گذارد و این دختر جوان را شفا دهد. پس از انجام مراسم از منزل آن مسیحی بیرون رفتم.
فردای آن روز پس از خروج از منزل و در حالی که هیچ به فکر اتفاق دیروز نبودم، ناگهان نگاهم به همان پنجره و همان خانم علویه افتاد. آن زن علویه اشک ریزان می گفت ای آقا! تشریف بیاورید و با چشمان خود ببینید که چگونه خدا دعای ما را به اجابت رساند و آبروی ما را حفظ کرد و بر این دختر بی گناه که دیروز در حال احتضار بود منت گذاشت و او را شفا داد. امروز دختر سالم و بی هیچ کسالتی از رختخواب بیرون آمده و مرتب می گوید فاطمه، فاطمه.
وقتی وارد منزل آن مسیحی شدم، دختر را دیدم که به زبان ارمنی سخن می گوید. اطرافیان حرفهای او را برای من این چنین ترجمه کردند : بدون هیچ حرکتی خوابیده بودم و درد و ناراحتی مرا احاطه کرده بود. در آن حالت، ناگهان دیدم خانمی بزرگوار و نورانی با ابهت و جلال خاصی وارد اتاق شدند و فرمودند از روی تخت بلند شو. به ایشان گفتم با اینکه به طبیبان متخصص زیادی مراجعه کرده ام ولی نمی توانم حرکت کنم. ایشان دو مرتبه فرمودند من می گویم برخیز. یک وقت به خودم آمدم و متوجه شدم که دیگر آن دردها و ناراحتی ها را حس نمی کنم. اسم آن خانم را از زنان همراهشان پرسیدم، به من فرمودند ایشان حضرت فاطمه – سلام الله علیها – هستند. حال عجیبی پیدا کردم و مرتب نام ایشان را تکرار می کردم تا از یادم نرود.
این داستان بر سر زبانها افتاد و نقل مجالس شد و به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها و عنایات ایشان جمع بسیاری از ارامنه و وابستگان این دختر به دین اسلام شرفیاب شدند.

http://www.irmedic.com/content/view/314/29/

 

 


+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه پانزدهم مهر 1390 و ساعت 2:6 |
یه چند سالی هست که تو اینترنت برخورد کردم با وب سایت هایی که شدیدا با تحریف و تحلیل نادرست تاریخ شدیدا با اسلام و به خصوص تشیع شد دشمنی علنی کرده و سعی دارند عشق و علاقه ایرانیان مسلمان و به خصوص جوانان را مورد تحدید و تخریب قرار دهند

و معمولا به اثار و کتب و سخنرانی های اشخاصی مثل علی دشتی احمد کسروی سلمان رشدی انصاری و رضا فاضلی استناد می کنند که اگر به زندگینامه این افراد مراجعه کنید نفاق دوررویی فساد اخلاقی نداشتن روابط خانواده گی و زناشویی موفق و همکاری با رژیم ستم شاهی و دیکتاتوری بهلوی و خیلی نقاط تاریک دیگر موج می زند

اما سوال من اینست این همه تلاش فرهنگی و سیاسی بر ضد اسلام و تشیع برای چه هدفی است؟

مگر اسلام برای دشمنان امروزیش چه ضرری دارد ؟

منشا و مرکز برورش بیشتر دشمنان اسلام کشور سلطنتی بریتانیا ست کشوری که تمام کره زمین را از آن خود می داند و به هر کجا که در دنیا سرزنید به شکلی مستعمره و اموال شخصی این کشور است

 

و اسلام و تشیع امروز همواره سد و مانع بزرگی در سر راه غارت و چباول اموال ملی کشورها به خصوص ایران اسلامی است  

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه یازدهم مهر 1390 و ساعت 3:11 |

دلت را به چه چيز بسته‌اي؟

متن زير از نوشته‌هاي شهيد احمدرضا احدي رتبه اول كنكور پزشكي مي‌باشد كه در ذيل خدمتتان ارائه مي‌شود
و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟
چه كسي مي‌داند یک فرود خمپاره قلب چند نفر را مي‌درد؟
چه كسي مي‌داند سوت خمپاره فردا به قطره اشكي بدل خواهد شد و اين اشك جگرهايي را خواهد سوزاند؟
كيست كه بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن، آرامش مادري كه فرزندش را همين الان با لاي لاي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت
خميده مادر؟
كيست كه بداند جنگ يعني ستم، يعني آتش، يعني خونين شدن خرمشهر، يعني سرخ شدن جامه‌اي و سياه شدن جامه‌اي ديگر، يعني گريز به هرجا، هرجا كه اينجا نباشد، يعني اضطراب كه كودكم كجاست؟
جوانم كجاست؟
دخترم چه شد؟
به كدام گوشه تهران نشسته‌اي؟
كدام دختر دانشجويي كه حوصله ندارد عكسهاي جنگ را ببيند و اخبار جنگ را بشنود، داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهاي ناز، آن اسوه‌هاي عفاف كه هركدام در پس رنجهاي بيكران صحرانشيني و بيابانگردي، آرزوهاي سالهاي بعد را در دل مي‌پروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و
حيا را بفهمد، كه بي‌شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
كدام پسر دانشجويي مي‌داند هويزه كجاست؟
چه كسي در آن كشته شد و در آن دفن گرديد؟
چگونه بفهمد تانكها هويزه را با 120 اسوه، از بهترين خوبان له كردند و اصلاً چه مي‌داني كه تانك چيست؟
و چگونه سري زير شني‌هاي تانك له مي‌شود؟
آيا مي‌توانيد اين مسئله را حل كنيد؛ گلوله‌اي از دوشيكا با سرعت اوليه خود از فاصله 100 متري شليك
مي‌شود و در مبدأ به حلقومي اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر مي‌كند، معلوم نماييد:
- سر كجا افتاده است؟
- كدام زن صيحه مي‌كشد؟
- كدام پيراهن سياه مي‌شود؟
- كدام خواهر بي برادر مي‌شود؟
- آسمان كدام شهر سرخ مي‌شود؟
- كدام گريبان پاره مي‌شود؟
- كدام چهره چنگ مي‌خورد؟
- كدام كودك در انزوا و خلوت خويش اشك مي‌ريزد؟
يا اين مسئله را كه هواپيمايي با يك ونيم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متري سطح زمين ماشين
لندكروزي را كه با سرعت در جاده مهران – دهلران حركت مي‌كند مورد اصابت موشك قرار مي‌دهد؟:
اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنيم، معلوم كنيد:
- كدام تن مي‌سوزد؟
- كدام سر مي‌پرد؟
- چگونه بايد اجساد را از ميان اين آهن پاره له شده بيرون كشيد؟
- چگونه بايد آنها را غسل داد؟
- چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش كنيم؟
- چگونه در تهران بمانيم و تنها، درس بخوانيم؟
- چگونه مي‌تواني درها را بر روي خودت ببندي و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كني؟
- كدام مسئله را حل مي‌كني؟
- براي كدام امتحان، درس مي‌خواني؟
- به چه اميدي نفس مي‌كشي؟
- كيف و كلاسور را از چه پر مي‌كني؟
از خيال.
از كتاب.
از لقب شامخ دكتر.
يا از آدامسي كه مادرت هرروز صبح در كيفت مي‌گذارد.
- كدام اضطراب جانت را مي‌خورد؟
در رسيدن اتوبوس.
دير رسيدن سر كلاس.
نمره A گرفتن.
- دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
به مدرك.
به ماشين.
به قبول شدن در دوره فوق دكترا.
آري پسرك دانشجو!
به تو چه مربوط است كه خانواده‌اي در همسايگي تو داغدار شده است.
جواني به خاك افتاده و خون شكفته.
آري دخترك دانشجو.
به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.
در كردستان حلقوم كساني را پاره كردند تا كدهاي بي‌سيم را بيابند.
به تو چه مربوط است كه موشكي در دزفول فرود بيايد و به فاصله زماني انتشار نوري، محله‌اي نابود شود و يا كارگري كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و ديگر بازنگشت و همكارانش او را روي.
دست تا بهشت اباد اهواز بدرقه كردند.
به تو چه مربوط كه كودكاني در خرمشهر از تشنگي مردند.
هيچ مي‌دانستي؟
حتماً نه!
هيچ آيا آنجا كه كارون و دجله و فرات به هم گره مي‌خورند به دنبال آب گشته‌اي تا اندكي زبان خشكيده كودكي را تر كني؟
و آنگاه كه قطره اي نم يافتي با اميدهاي فراوان به بالين كودك رفتي تا سيرابش كني،اما ديدي كه كودك ديگر آب نمي‌خواهد
اما تو، اگر قاسم نيستي، اگر علي اكبر نيستي، حرمله مباش كه خدا هديه حسين(عليه السلام) را پذيرفت
خون علي اصغر را به زمين باز پس نداد و نمي‌دانم كه اين خون، خون خدا، با حرمله چه مي‌كند؟!
والسلام
براي شادي روح اين شهيد بزرگوار صلواتي بفرستيد

منبع: Bachehayeghalam.ir

 

+ نوشته شده توسط cezibel در شنبه دوم مهر 1390 و ساعت 0:36 |
یکی از خوانندها ادعا کرد که بیشتر مشکلات کشور  به خاطر آمیختگی دین با سیاست هست و انقلاب فرانسه رو که باعث بیشرفت صنعتی علمی و اقتصادی اروبا شد رو با انقلاب اسلامی ایران مقایسه کرد که باعث بسرفت ایران شد

سالها بیش   من مورد منشا بیماری ایدز تحقیق می کردم و فهمیدم که  اولین مورد ایدز در کشور آفریقا تشخیص داده شد اما این بیماری چطور سر از ایران در آورد؟

وقتی امشب دقیق تر این مسئله رو دنبال کردم و تاریخ ایدز رو به زبان انگلیسی تو اینترنت تو سایت های خارجی سرچ کردم نتیجه اینطور شد

منشا بیماری از آفریقا بود بیماری بود که از میمون ها به بومیان افریقایی که با میمون ها سروکار داشتند منتقل شده بود

البته من خیلی سال قبل یه مستند خارجی دیدم که یه نظریه داده بود که ایدز یه ویروس آزمایشگاهی بود که دانشمندان کشورهای غربی بیشرفته تحت شرایط ازمایشگاهی از جهش ژنتیکی ویروس سرماخوردهگی به وجود آوردند و بر روی میمونها ی افریقایی آزمایش کردند و بعد این بیماری به ساکنین افریقا منتقل شد البته هنوز ای نظریه کامل ثابت نشده

که استعمارگران اروبایی به خصوص فرانسوی باعث اشاعه ایدز اول در آفریقا شدند از طریق واکسیناسیون غیر بهداشتی و به برده گی گرفتن بومیان آفریقایی و استفاده از اونها برای نیروی کار از طرفی فرهنگ کشورهای استعماری که مبتنی بر بی بند و باری جنسی بود بر فرهنگ قبیله ای  مردم بومی  افریقا که مبتنی بر سلامت جنسی و محدویت های جنسی از طریق ازدواج بود تاثیر گذاشت باعث ورود آزادی های جنسی به این جامعه و اشاعه بیشتر ایدز شد

بعد این بیماری ایدز با  مهاجرت استعمارگران به قاره آمریکا  از هایتی سر در آورد و بعد  اولین بار در یه گروه همجنس باز در کشور آمریکا مشاهده شد و بعد سر از کشورهای بیشرفته اروبایی در آورد

و از اروبا در قالب فرآورده های خونی وارداتی از اروبا  ایران سفر کرد 

این فقط یه نتیجه از نتایج جدایی دین از سیاست و بیشرفته شدن اروبا با انقلاب صنعتی هست

دست فرانسوی ها درد نکنه با این همه خدمتی که به بشریت و به خصوص ایران کردند حتما جاشون تو بهشت هست

منبع سایت ویکی بدیا

و fohn.net/history-of-aids/

+ نوشته شده توسط cezibel در شنبه بیست و ششم شهریور 1390 و ساعت 2:37 |

بحث آزاد ديني و علمي در فرهنگ شيعي امام جعفر صادق (ع)

منبع كتاب مغز متفكر جهان تشيع  انتشارات دانشگاه استراسبورگ فرانسه

فرهنگي كه امام جعفر صادق (ع) براي مذهب شيعه به وجود آورد نسبت به فرهنگ هاي مذهبي آن موقع يك مزيت داشت و آن آزادي بحث در آن فرهنگ بود

در طول قرون وسطي فرهنگ مذهبي كاتوليك مدت هزار سال  در ركود بود

فرهنگ شيعي نه فقط خود وسعت يافت بلكه سرمشقي شد براي ساير فرقه هاي اسلامي كه آنها هم قائل به آزادي در مباحثات بشوند

در مكتب علمي اسكندريه كه تا قرن هفتم ميلادي بود و وبعد از تهاجم اعراب به مصر از بين رفت راجع به فلسفه به طور آزاد بحث مي كردند نه راجع به مذهب

آزادي بحث در مسائل مذهبي از زماني شروع شد كه امام صادق فرهنگي شيعي را به وجود آورد در آن فرهنگ مباحث مذهبي وارد مباحث علمي شد و با آن يكي گرديدو در قرون بعد به جايي رسيد كه دانشمندان مذهب شيعه آن مذهب را با قوانين علمي به ثبوت رسانيدند

اين ابتكار از مذهب شيعه به بعضي از مذاهب ديگر راه يافت و آنها نيز در صدد برآمدند كه بر حق بودن مذهب خويش را با دلايل علمي به ثبوت برسانند . همه مي دانند كه در اغاز هيچ ديني دليلي علمي براي اثبات آن به وجد نيامده بود دين اسلام هم وقتي آمد مثل دين مسيح و دين موسي بدون اتكا به دلايل علمي بود

امروز هم كه سي قرن از آمدن دين موسي و بيست قرن از آمدن مسيح و چهارده قرن از آمدن اسلام مي گذرد عده اي زياد از اهل نظر عقيده دارند كه دين با استدلال سرو كاري نيست و دين چيزي است كه با قلب و احساس سرو كار دارد نه با علم.

در مدارس مذهبي مسيحي به خصوص كاتوليك تنها درس مذهبي فقه مسيحي و حقوق تدريس مي شد

علوم فيزيك شيمي نجوم حساب هندسه طب مكانيك در مدارس مذهبي مسيحي در سراسر قرون وسطي تدريس نمي گرديد و فلسفه هم تدريس نمي شد براي اينكه تدريس فلسفه را در مدارس مذهبي زيان بخش مي دانستند

امام جعفر صادق (ع) خود علوم نامبرده در بالا را تدريس مي كرد و از تدريس فلسفههم خودداري نمي كرد

فلسفه اي كه امام صاق ع تدريس نمود عبارت بود از اطلاعات فلسفي كلاسيك به آن اندازه كه تا آن موقع به مدينه رسيده بود

محضر درس امام جعفر صادق (ع) يك جلسه آزاد بود كه در آن هر شاگرد مي توانست به استاد ايراد بگيرد و اگر بتواند نظريه اش را رد كند امام جعفر صادق نظريهاش را به شاگردان تحميل نمي كرد و آنها را آزاد مي گذاشت كه نظريه استاد را ببذيرند يا نه

آنچه  سبب مي شد كه شاگردان نظريه او را ببذيرند قدرت تاثير درس بود

در س امام جعفر صادق (ع) براي شاگردان عوايد مادي نداشت حتي تا مدتي در خارج شهر مدينه اگر كسي خود را از مريدان امام معرفي مي كرد ممكن بود از طف حكام اموي كه به شيعيان به چشم دشمن نگاه مي كردند ورد تحديد قرار گيرد گرچه شيعيان در آن روزگار قدرت مالي و حكومتي نداشتند

اولين حكومت شيعي در حوزه اسلام حكومت آل بويه ايراني بود گرچه ال بويه براي توسعه فرهنگ شيعه اقدام كردند اما نه به اجبار بلكه با استفاده از فرهنگ شيعه كه وقايع كربلا بخشي از آن بود

اما حكومت هاي اهل تسنن قلمرو اسلام همواره با روز و ظلم و تحديد و تفتيش عقايد ساير مذاهب به خصوص شيعه را با خشونت سركوب مي كردند  اما با همه اين تحديد ها و مذهب شيعه در منطقه گسترش يافت با وجودي كه بيشرفتش سريع نبود اما به دليل فرهنگ قوي وبسيط توانست صدها سال مقابل خصومت خلفا و حكامي كه دشمن شيعه بودند مقاومت كند بدون اينكه قدرت حكومت داشته باشد داراي بيشتوانه مادي باشد

 

+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 و ساعت 0:11 |
شیعه را متهم به شرک می کنند به جرم محبت اهل بیت

روزی حضرت زینب (س) وقتی خردسال بود از بدرش علی (ع) سوال کرد

پدر آیا مرا و حسن و حسین را دوست دارید؟

  حضرت علی (ع) جواب داد  مگر می شود شما را  دوست نداشته باشم؟

بعد  زینب سوال کرد آیا خدا را دوست داری؟

 علی باسخ داد مگر می شود خدا را دوست نداشت

زینب سوال کرد در یک قلب مگر می شود هم جای خدا باشد هم جای ما؟

حضرت علی (ع) فرمود دخترم من تو را به خاطر خدا و برای رضای خدا دوست دارم چون خدا دستور داده و محبت تو جزئی از محبت و عشق به خداست

 

خدا وقتی آدم رو خلق کرد به همه موجودات عالم دستور داد که بر آدم سجده کنند همه سجده کردند به جز ابلیس

ابلیس  به مقام آدم حسادت کرد و از دستور خداوند سربیچی کرد

ابلیس ظاهرا هیچ گاه به خدا شرک نورزید اما با فرمان نبردن از خدا و حسادت کردن به آدم از هوای نفس خویش اطاعت کرد و از عرش خدا رانده شد

 

------------------------------------------------------------------------------

در ادامه ابیاتی از حافظ رو نقل می کنم که در مورد اهل بیت حضرت رسول (ص) گفته  

در مذهب ما کلام حق نادعلی است

طاعت که قبول افتد یادعلی است

از جمله آفرینش کون و مکان

مقصود خدا علی و اولاد علی است

مردی ز کننده در خیبر پرس

اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس

گر طالب فیض حق به صدقی حافظ

سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس

 حافظ اگر قدم زني در ره خواندان به صدق

                    بدرقه رهت شود همت شهنه نجف

بهشت عدن اگر خواهي بيا با ما به ميخانه 

         كه از پاي خمت روزي به حوض كوثر اندازيم

راهم مزن به وصف زلال خضر كه من 

                          از جام شاه جرعه كش حوض كوثرم

مرا عهدست با جانان كه تا جان در بدن دارم

          هوا دارن كويش را چو جان خويشتن دارم

گرم صد لشكر از خوبان به قصد دل كمين سازند 

      بحمدالله و المنه بتي لشكر شكن دارم

با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم  

                        كه شهيدان كه اند اين خونين كفنان

نماز شام  غريبان چو كرد آغازم  

                          به مويه هاي غريبانه قصه بردازم

عمريست تا من در طلب هر روز گامي مي زنم  

     دست شفاعت هر زمان در نيكنامي مي زنم

از دست غيبت تو شكايت نمي كنم   

                 تا نيست غيبتي نبود لذت حضور

اي رخت چون خلد و لعلت سلسبيل     سلبيلت كرده جان و دل سبيل

سبز پوشان خطت بر گرد شمع           همچو مورانند گرد سلسبيل

 

حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد

     كام دشوار به دست آوري از خودكامي

 

مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد

    قضاي آسمانست اين و ديگرگون نخواهد شد

 

بر آستانه تسليم سر بنه حافظ

    كه گر ستيزه كني روزگار بستيزد

 

کجاست صوفی دجال ملحد شکل

بگو بسوز که مهدی دین پناه آمد 

+ نوشته شده توسط cezibel در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 2:23 |
همیشه از خودم می برسم چرا از ابتدای تاریخ تا الان توی هیچ سرزمینی و هیچ کشوری هنوز عدالت کامل برقرار نشده و هیچ جایی روی کره زمین هنوز مدینه فاضله ای یا ارمانشهری ساخته نشده

همه جای بی عدالتی هست

شرق غرب جنوب شمال

آسیا آفریقا اروبا آمریکا

همه مردم دنیا ناراضین

هر کدوم به یه شکلی

همه اعتراض دارند

قتل و غارت و جنایت خون همه جارو گرفته

ملت های بیشرفته که بیشتر مواقع غاصب استعمارگر جنایتکارند

ملت های فقیر هم همیشه مظلوم و ضعیف و اسیر استعمارگرا

 چرا هر کسی خواسته عدالت رو برقرار کنه  سرش رو کردن زیر آب ؟ 

علی (ع)  فاطمه زهرا  امام حسن  امام حسین و بقیه امامان معصوم

امیر کبیر  قائم مقام فرهانی

رجایی باهنر بهشتی

اسبارتاکوس  گاندی  ژاندارک   مالکوم ایکس لوترکینگ 

برای چی کشته شدند ؟

چون همیشه یه عده هستند تو جامعه و دنیا که عدالت رو نمی خواند

چون خودخواهند دوست ندارند با بقیه مردم برابر باشند

این آدمها همیشه می خوان برتر باشند

اگه همه برابر باشند کسی نمی تونه به کسی فخر بفروشه کسی نمی تونه خودش رو برتر از دیگری بدونه

اما دل نگران و ناامید نباشید دنیا رو سیاه نبینید

حافظ می گه

دور فلکی یکسره بر منهج عدل است            خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است            از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه هجدهم شهریور 1390 و ساعت 1:7 |
از اعجاز علمي امام صادق نوشتم

استاد امام صادق اولين كسي بود كه نظريه عناصر اربعه دنياي علمي باستان را رد كرد و گفت آب باد خاك  هوا عنصر نيستند بلكه مواد مخلوطي هستند كه خود از عناصري ديگر تشكيل شدند

دومين مورد تئوري نور بود امام صادق گفت نور از اشيا به سوي چشم ما مي تابد و باز آن نور كه از طرف هر شيئي به سوي چشم ما فقط قسمتي به چشم ما مي رسد و اگر تمام نوري كه از يك شئي دور به سوي چشم ما مي ايد به ديده ما برسد شئي دور را نزديك مي بينيم و اگر بتوان وسيله اي  ساخت كه بوسيله آن تمام نوري را كه شي دور مي آيد به چشم ما بتاباند ما اشيائ دور را بخوبي خواهيم ديد

شاگردان امام صادق بعدها اين تئوري را يادگرفته و طي جنگ هاي صليبي به اروبا منتقل كردند ...................

محمديا صلوات بفرستند  

+ نوشته شده توسط cezibel در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 و ساعت 2:18 |
درباره نقش علمی  امام صادق باید بنویسم که همانطور که گفتم ایشون در کلاس درس بدر بزرگوارشون امام محمد باقر بیشتر علوم دینی و بشری (فلسفه ریاضیات نجوم زمین شناسی فیزیک و شیمی ) اون زمان را فراگرفتند

اما نبوغ و استعداد ذاتی و یا اعجاز امامت  باعث شد که علاوه بر یادگیری علوم خودشان نیز مطالب جدیدی به علوم اضافه کنند که در عصر جدید خیلی از این مطالب به اثبات رسیده است

بر اساس کتاب مغز متفکر جهان تشیع که نوشته چند تن از استادان دانشگاهی در فرانسه هست

امام صادق ۱۴۰۰ سال بیش نظریه ای داد مبنی بر اینکه بیماریهای مسری علاوه برانتقال از راه هوا و آب و مواد غذایی از راه امواج  و نورهای نامری نیز به انسان ها منتقل می شود این نظریه در قرون جدید به اثبات رسیده است ..............................

---------------------------------------------------------------------

اخیرا در اینترنت به برخی سایت ها برخورد کردم که برای مبارزه و دشمنی با دین اسلام و به خصوص دشمنی با تشیع  دست به فریبکاری و اشاعه مطالب بدون سند و مدرک و غیر علمی می زنند

مثلا یکی از این سایت ها اخیرا ادعا کرده 

حافظ شاعر شیرین سخن عارف مسلمان شیعه  در اواخر عمرش به دین زرتشت تغییر مذهب داده

این نویسنده در مقاله ای که به زور از ۱ صفحه  تجاوز نمی کنه چند بیت از اشعار حافظ رو به طرز ناشیانه ای مثال زده و ادعا کرده که چون حافظ دائم در اشعارش به راهنمایی شخصی به اسم بیر مغان  یا مغبچه  می ومیکده و میخانه  ودیر مغان اشاره کرده بس زرتشتی شده

حافظ خودش كه اينطور درباره خودش گفته :

سالها پيروي مذهب رندان كردم                        تا به فقواي خرد حرص به زندان كردم

من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه             قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم

سايه اي بر دل ريشم فكن اي گنج روان         كه من اين خانه به سوداي تو ويران كردم

توبه كردم كه نبوسم لب ساقي و كنون            مي گزم لب كه چرا گوش به نادان كردم

در خلاف آمدعادت بطلب كام كه من                    كسب جمعيت از آن زلف بريشان كردم

نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست         آنچه استاد ازل گفت بكن آن كردم

دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع                               گرچه درباني ميخانه فراوان كردم

اين كه بيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت                 اجر صبريست كه در كلبه احزان كردم

صبح خيزي و سلامت طلبي اي حافظ                        هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

 

                                      گر به ديوان غزل صدر نشينم چه عجب

                                             سالها بندگي صاحب ديوان كردم

 

 

بر اساس شعر بالا راهي رو كه حافظ رفت و به مقصد رسيد شامل مراحل زير بود

1.    اول پيروي مذهب رندان (آزادهگان) رو كرد

2.    حرص يا نفس و هواهاي نفساني خود رو به زندان كرد و به زنجير كشيد

3.    راهنمايي داشت كه به نام مرغ سليمان ازش ياد كرده به نظر مي رسه كه انسان كاملي  زمونه شاعر بوده

4.    به نظر مي رسه حافظ زندگي و خوشي و عيش و نوش اين دنيا  رو براي خودش خراب كرده تا به مقصود برسه

5.    لب ساقي رو بوسيده ( این خود داستان مفصلی داره براتون می گم)

6.    برخلاف انديشه و عمل عامه مردم عمل كرده و از سطحي نگري دهان بيني و ساده باوري  و شايعات درست شده بوسيله مردم دوري كرده تا اينكه به اين مقام رسيده

7.    بي چون و چرا گوش به استاد ازل داده و به دستوراتش عمل كرده استاد ازل يعني خدا

8.    با وجودي كه در باني ميخانه كرده و خودش رو گناهكار مي دونه اما از بدست آوردن لطف و رحمت الهي كه همون بهشت هست مايوس نيست و اميدواره

9.    صبر بسيار كرده در راه مقصود داشته و حزن و اندوه و رنج هاي زيادي تحمل كرده

10.                      صبح خيزي و سلامت طلبي داشته

11.                      هر موفقيتي كه داشته در سايه انس با قرآن داشته

12.                      سالها بنده گي صاحب ديوان  (خدا) رو كرده

 

بس حافظ 12 مرحله رو طي كرده تا به اوج موفقيت رسيده

 

تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن كرد    خلق را ورد زبان مدحت  و تحسين من است

اين بيت اشاره دارد به جمله اي از دعاي زيباي كميل كه با ذهن زيبا و دست كريم شاه عارفان و سالكان علي ابن ابي طالب (ع) نوشته شد كه مي گفت

: خدایا  دلم به مهرت بي تاب و بي قرار و شيدا گشته و زبانم به عشق تو گويا شده

 

 

اما حافظ اشعار بي شماري داره برخي از اشعار كاملا واضح و روشن افكار جهان بيني و عقايد و و ضع و حال شاعر رو بيان كرده

اما برخي از اشعار وجود داره كه در تضاد با عقايد و افكار و تحت تعاليم ديگر مكاتب ضد ديني و اسلامي هست و گاها اين تضاد خواننده رو دچار ترديد شك و دودلي و ابهام در مورد جهان بيني شاعر مي كنه

از طرفي شاعر از زهد ريايي فقيهان رياكار ظاهر ساز خشك متعصب كه از محبت و عشق و صفا بويي نبردند سخت شكايت مي كنه و به درگاه بير مغان بناه مي بره و از اونجا راه حقيقت رو بيدا مي كنه

اصطلاحات عباراتي كه حافظ به كار برده همه چيز بيدا مي شه تعاليم و داستان هاي قرآني يوسف و زليخا و موسي و طور و عيسي  خضر  و نوح و كشتي و ابراهيم و آتش

عشق و محبت به بيامبر اسلام و اهل بيت بيغمبر و مهدي صاحب زمان

 

عشق معشوقه و صنم و بت  بت برستي و صنم پرستي

دير مغان و پيرمغان مغبچه

خرابات

صومعه مدرسه و مسجد

مي و شراب و باده و پيمانه و مستي و ميگساري و مي پرستي

 

تو اين مجموعه از هر جهان بيني و عقيده اي كه تو اون موقع زمان حيات و زندگاني شاعر تو محل زندگي ش وجود داشته وجود داره

 

 از اين بين بسياري هم به دليل اينكه معني خيلي از استعاره ها اصطلاحات رو نمي دونند يا اصلا سراغ حافظ نمي رند يا بر اساس حدس و گمان و تخيلات يا تواريخ گذشته كه گاه چندان روشن نيست در مورد حافظ قضاوت هاي متفاوت و گاه ضد و نقيضي مي كنند

 

 

در اين ميان هر يك از مكاتب فكري ديني يا بشري زمانه خودش و يا زمان حال نظريات و عقايد حافظ را به نفع خويش تفسير مي كند و حافظ را به فرقه آيين مذهب يا مكتب خويش منسوب مي كند

شيخ و فقيه و درويش و بازاري و شرابخوار مست و  عاشق هواسباز و عارف و سالك شكاك و زرتشتي هر يك حافظ را از آن خويش و مكتب خويش مي داند عجيبه كه هر صنفي از اين اصناف به ظرز جادوگرانه اي توسط حافظ جذب شده و با او انس و الفت مي گيرند

 

به نظر مي رسه حافظ تمام طرفداران مكاتب و كساني رو كه درباره ش قضاوت مي كنند با طرز زيركانه با شوخ طبعي به بازي  گرفته و خودش به سرمنزل عنقا رسيده و از اون بالا به همه چشمك مي زنه و از اينكه يه عده رو در گير جنگ لفظي كرده مي خنده 

 

اما از طرف ديگه از اينكه رشته اي شده تا تمام مكاتب بشري رو به هم وحدت ببخشه به خودش مي باله چونكه بر اساس قرآن در سوره نسائ افراد بشر همه امت واحدي قرار بود باشند اماخودشون بين هم تبعيض و جدايي و برتري قايل شدند

 

 جالبه قبل از این یه نفر دیگه تو وبلاگم نظر داده بود و ادعا کرد حافظ مهر پرست بوده

منتظر باشید تا یه عده ادعا کنند حافظ بیچاره که این همه از اهل بیت پیغمبر نوشته استغفرالله .... شیطان برست بوده

ادامه دارد .........................

+ نوشته شده توسط cezibel در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 1:13 |
از امام صادق نوشتم قبل از داستانم

 

دوران طلایی تمدن اسلامی که تو تمام کتب شرق شناسان غربی ازش یاد کردند مقارن با حکومت سلسله عباسیان بوده سلسله ای که با انقراض دولت امویان روی کار اومد

مطابق قلمرو مسلمانان با جنگ هایی که امویان و عباسیان انجام داده بودند تا غرب اروبا گسترش بیدا کرده بود و مسلمانان با فرهنگ مللل مختلف آشنا شدند و خلفای عباسی به دانش و فرهنگ ملل مختلف علاقه مند شدند و با گردآوری دانشمندان و ادیبان مراکز علمی و فرهنگی اسلامی را تاسیس کردند

اما خلفای عباسی همه شاهان عیاش و خوشگذرانی بودند که گرچه به علم علاقه داشتند اما خودشان از علم چیزی سرشان نمی شد

اما اولین مرکز رسمی آموزش و اشاعه علم کلاس درس امام باقر بود که در آن انواع مختلف علوم از علوم اسلامی تا فلسفه ریاضیات جغرافیا زیست شناسی نجوم فیزیک شیمی به صورت رایگان تدریس می شد

حالا امام محمد باقر این علوم رو از طریق اعجاز امامتش بدست آورده بود یا اهل مطالعه و تحقیق بود فرقی نمی کنه بالاخره دانشمندی بود برای خودش

 

فرزند او امام صادق هم از کودکی جز شاگردان کلاس درس امام باقر بود در حالیکه دیگران همکلاسی هایش افراد بزرگسال بودند اما امام صادق با هوش و نبوغ ذاتی تمام علوم رو به سرعت یاد گرفت .... 

+ نوشته شده توسط cezibel در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 1:0 |

 

به داستانم نمره بدید

۳.۵  شب بود در امتداد جدول بزرگراه پياده قدم مي زد  پاهايش بي رمق بود معلوم نبود او رابه كجا مي كشد اما او بايد مي رفت نمي دانست كجا؟  تمام بدنش مملو از درد بود مغزش خوب كار نمي كرد بايد دنبال گم كرده اي مي گشت واي نمي دونست كجاست تو اون موقع شب هيچكس بيدار تو خيابون نبود حتي فقط گاهي اوقات صداي ميو ميوي گربه اي كه بيشتر شبيه ناله بود لابلاي درختها شنيده مي شد

گاهي اوقات جايي مي نشست پكي به سيگار مي زد تا رمقي تازه كنه

و با خودش فكر مي كرد هر كپه ابر مانند سياه دود سيگار كه از دهانش خارج مي شد و وارد هواي سرد مي شد اون رو به روزهاي دور گذشته مي برد

به روزهاي خوش بهشتي به روزايي كه همه چيز داشت زن زيباش بچه هاي قشنگش خونه زندگي تحصيلات اعتبار و احترام بين فاميل وكوچه و بازار

انگار همه با يه پك سيگار دود شده بود و رفته بود اصلا شايد اين روزهاي خوش رو تو خواب ديده بود و حالا كه از خواب پريده بود مي ديد همه روياهاي شيرينش تلخ شده  

همون مرد خوشتيپ پولدار صاحب احترام و اعتبار حالا تبديل شده بود به يه موجود بو گندوي لاغر مردني ضعيف و زشت كه هر نه تنها خونواده ش ديگه نمي شناختنش بلكه هر رهگذري هم اگر او رو مي ديد دماغش رو مي گرفت قيافه اش رو ترش مي كرد و با كراهت از كنارش سريع رد مي شد گاهي هم اگر رهگذر خيلي هم خوش قلب بود تنها به ديده ترحم نگاه تلخي بهش مي انداخت و بهش با نگاه تاكيد مي كرد كه خودت كردي كه لعنت بر خودش باد  

اونقدر راه رفت كه به عوارضي حومه شهر رسيده بود كنار جاده يه كيوسك روزنامه و تنقلات بود

خيلي با خودش فكر كرده بود واقعا از اين وضعيت خسته بود دوست داشت بميره اما حتي مرده اش هم براي كسي محترم و عزيز نبود بودن يا نبودن اون براي كسي اهميتي نداشت

تو اين لحظه بود كه تو دل شب يهو درد و اندوه بهش

چيره شد  و فرياد زد خدا..............................

 ديگه بسه  ...چرا منو آفريدي ....من به درد هيچ كس نمي خورم ...............چرا  منو به اين روز انداختي........... آخه من چه گناهي كرده بودم ..............كه اين آتيش تو جونم افتاد ................من كه تو رو دوست داشتم............. آخه چرا چرا منو آوردي تو اين دنيا فقط براي ضجركشيدن.............. ديگه بسه من مي خوام  اين ضجر خودم با دست خودم تموم كنم..........

 يهو مثل يه مرغ سركنده دور خودش پيچيد صدای يه تريلي رو از دور شنيد كه نزديك مي شد خودش رو  به كنار جاده كشوند اما قبل از اينكه تريلي برسه صداي يه پرايد رو شنيد كه پارك كرد يه لحظه صداي دو نفر رو شنيد كه ظاهرا داشتند از ماشين پياده شدند  صداها شاد و خندان بود ظاهرا يه پدر و دختر بودند كه صداي خنده هاشون نزديك و نزديك تر مي شد

با شنيدن اين صدا ها چشمهاي خمارش رو بيشتر باز كرد ياد خنده هاي دخترش افتاد ديد يه مرد در حاليكه دست دخترش تو دستش بود داشتند از كنار جاده مي رفتند تا به تو اون موقع شب عبور مي از كيسوسك كنار جاده تنقلاب بخرند صداي تريلي هم نزديك و نزديكتر مي شد

بين ماشين پرايد پارك شده و كيوسك چند متري فاصله بود بدر و دختر كه از ماشينشون دورتر شدن به خيال اينكه كنار جاده خطري اونهارو تهديد نمي كرد در حال راه رفتن به سمت كيوسك بودند كه تريلي نزيك و نزديكتر شد ناگهان غرش مهيب ترمز تريلي تو فضا بيچيد و نگاه بدر و دختر و خيره كرد

با اين صداي مهيب اون خودش رو آماده مي كرد تا با بريدن جلوي تريلي خود رو راحت كنه راننده تريلي ظاهرا تعادل فرمون رو از دست داه بود به سمت پدر و دختر اومد كه در جا بهتشون زده بود پدر يهو به خودش اومد دست دختر رو كشيد وفرياد زد بدو همينكه شروع كرد به دويدن پاي دختر به چيزي شبيه سنگ گير كرد و دستش از دست پدر ول شد

 صورت وحشتناك تريلي نزديك و نزديك تر به دختر مي شد درست تو همون نقطه اوني كه در انتظار راحت شدن با خودكشي بود يهو به خودش اومد وقتي دختر رو ديد كه روي زمين افتاده و تريلي فقط چند متر باهاش فاصله داره و پدر بهت زده فرصتي براي برگشتن و برداشتن دخترش از روي كف جاده نداره اون ناگهان صداي تو گوش پيچيد صداي دخترش بود مي گفت :پدر كمك كمك كمك .............

نيروي عجيبي با طنين اين صدا تو گوشش تو عضلاتش جريان پيدا كرد

ناگهان خودش رو جلوي تريلي پرتاب كرد وبي درنگ دختر رو در آغوش گرفت به سمت نامعلومي پريد تريلي با صداي مهيبي به خاكي جاده رفت و بالاخره ترمزش كار كرد و متوقف شد چند دقيقه اي سكوت صحنه داستان رو فراگرفت پدر فروشنده كيوسك كنار جاده و خانواده پدر ودختر كه تو ماشين پرايد بودند و حالا بيرون پريده بودند با چشمهاي وحشت زده  به سمت صحنه حادثه دویدند

و دنبال رد معتاد و دخترك مي گشتند  

ناگهان نور چراغ يكي از ماشين هاي عبوري  گوشه اي از خاكي جاده رو روشن كرد همه ديدن مردي  كه ظاهرش شبيه معتاداست  كناري افتاده بود و دخترك هم اون كنار نشسته بود و از ترس سرش رو بين دست هاش گرفته بود همه با  تعجب ديدند كه مرد معتاد و دخترك هر دو زنده اند   خوني از سر مرد جاري بود اما دخترك سالم بود اما از ترس حتي گريه هم يادش رفت

مرد معتاد رو سریع به بیمارستان منتقل کردند و از اون روز زندگی جدیدی برای مرد معتاد رقم خورد

+ نوشته شده توسط cezibel در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 و ساعت 17:45 |
شب قدر یه اتفاقی واسم افتاد یهو که بدجور دیونه ام کرد گیجم حیرونم به قول عرفا سرگشته ام

یه مدت بود راجع به اسلام و علوم بشری تحقیقی رو شروع کرده بودم شب قدر به یه مطلبی تو اینترنت رسیدم که برق از کله ام برید

 

همیشه وقتی از امام باقر و امام صادق برای ما می گفتند می شنیدیم که این دو امام شکافنده علوم لقب داشتند

من هم مثل خیلی ها فکر می کردم منظور از علوم فقط علوم اسلامی مثل فقه و کلام و اینجور چیزها هست

اما شب قدر فهمیدم امام باقر و امام صادق چه نقش کلیدی در گسترش و بیشرفت علوم مختلف بشری از قبیل بزشکی زیست شناسی نجوم ریاضیات جغرافیا زمین شناسی شیمی فیزیک فلسفه و غیره داشت

 

امروز هم خیلی اتفاقی تلویزیون رو روشن کردم کانال ۴ یه مستند خارجی بود با عنوان اسلام و علوم راجع به نقش اسلام و مسلمانان در توسعه و بیشرفت علم در دنیا داشتند

دانشمندانی مثل ابوریحان بیرونی جابرابن حیان  زکریای رازی   ابن سینا ابن هیثم که تو این مستند ازشون صحبت شد بیشتر این دانشمندا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تحت تعالیم مکتب علمی امام صادق بودند

چرا من که یه بچه شیعه بودم بعد ۲۰ و چند سال تازه باید امام خودم رو درست بشناسم

ببخشید ویندوز من پ نداره خودتون هر جا ب اضافی دیدید بدونید پ هست فعلا امام صادق مهمتره از پ هست 

+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 0:24 |
قسمتی از وصیت نامه امام خمینی

اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی كنند؛ لكن عرض می كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشورمی كنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشكالتراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعترخواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدارشده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ، آمال انسانی - اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان واشكالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.

+ نوشته شده توسط cezibel در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 و ساعت 16:7 |
دانشمندان مسلمان جز بیشگامان رشته های مختلف علمی علوم مدرن بودند

فرهنگ علمی محمدی + فرهنگ ناب ایرانی = فرهنگ و تمدن ناب اسلامی

ریاضی شامل جبر هندسه مثلثات

نجوم

شیمی

بزشکی

ادبیات

جز رشته هایی هستند که مسلمان ها در بیدایش و بیشرفت  این علوم خوش درخشیدند

جالبه بدونید اولین دانشگاهی که به صورت رسمی تاسیس شد و مدرک دانشگاهی آکادمیک به فارغ التحصیلان می داد توسط مسلمانان تاسیس شد

اولین بیمارستان عمومی هم به شکل مدرن توسط مسلمانان ساخته شد

اولین حمام هم توسط مسلمانان ساخته شد

اولین مطالعات شیمی توسط مسلمانان انجام شد

اولین مطالعات بزشکی مدرن دنیا توسط ابن سینا انجام شد

در مورد عصر طلایی مسلمانان تو اینترنت سرچ کنید خودتون ببینی  که من بلوف  نمی زنم

+ نوشته شده توسط cezibel در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 9:57 |
دومین بخش از خدمات مهم فرهنگ محمدی توسعه ترویج و پیشرفت  علوم بشری در زمینه ها و شاخه های مختلف هست

محمد (ص) در آموزه های خودش پیروانش رو به فراگیری و تحصیل واشاعه علوم مختلف تشویق و سفارش  می کرد

اگر در مورد علم پزشکی  ریاضیات نجوم  شیمی زیست شناسی و حتی هنر ادبیات رو در اینترنت سرچ و تحقیق کنید نقش اسلام و مسلمانان  در توسعه  و اشاعه این دانش ها رو به وضوح می بینید

احادیث معروف در این زمینه از

علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد (محمد ص)

چرا محمد ص نام کشور چین رو ذکر کرد چون چین نسبت به سایر ممالک اون موقع نسبت به سرزمین اسلام دورتر بود و اینکه بسیاری از علوم و اختراعات منشا بیدایش یا توسعه شون از کشور چین بود پیامبر با این مثال تاکید کرد که برای علم آموزی حتی لازمه که به کشورهای خیلی دور سفر کرد و علم رو از اونها آموخت

علم را بیاموزید حتی از مشرکین و کفار (محمد ص) 

(محمد ص) با این حدیث سفارش کرد مومنین علم رو بیاموزند حتی اگر اون علم نزد سرزمین ها و مردم کافر باشه تا در علم از اونها کم نیارند و علم به دست مسلمان ها باشه

از گهواره تا گور دانش بیاموزید (محمد ص)

پیامبر سفارش کرد که در تمام طول عمر از کودکی تا زمان مرگ باید مومنین تشنه آموزش و اشاعه علم باشند

 

تو قرآن ایات زیادی هست که خداوند در انها انسان رو سفارش کرده به

گردش در روی زمین

 تحصیل علم

کشف نشانه های خداوند در دنیای درون خود و دنیای بیرون خود (آفاق و انفس ) در کره زمین و آسمانها و خاک ها گیاهان حیوانات و انسان ها

 تحصیل و گردآوری تاریخ با توجه به احوال گذشتگان

 تفکر و تدبر و تحقیق و پژوهش در جهان هستی

 

+ نوشته شده توسط cezibel در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 و ساعت 2:35 |
از فرهنگ محمدی صحبت کردم و از بنیانگذارش محمد مصطفی (ص) و اینکه محمد مصطفی با فرهنگ محمدی خودش خدمات زیادی به بشریت کرد

جالبه برام که خدمات محمد تنها برای جامعه اسلامی ارزشمند نبود بلکه برای کل مردم جهان چه مسلمان چه مسیحی چه یهودی ..... یا حتی کافر بود 

اولین نکاتی که تو تعالیمش به چشم می خورده

 

گسترش بهداشت فردی و شخصی از جمله

بهداشت دهان و دندان با سفارش به مسواک زدن و شستشوی دهان

اگر در مورد تاریخچه مسواک تو اینترنت سرچ کنید به وضوح نقش مسلمانان در توسعه فرهنگ مسواک زدن رو مشاهده می کنید

احادیث زیادی از محمد (ص ) و سایر امامان شیعه در مورد بهداشت به ما رسیده

مسواک زدن قبل وضو گرفتن برای نماز و دعا مستحب هست

و محمد (ص) فرموده اگر برای مردم مشقت نبود خداوند مسواک زدن رو قبل از هر نماز مثل وضو واجب می کرد و دهان ها محل خروج اسماء الهی هست بس باید تمیز و خشبو باشند

----------------------------------------------- 

دومین نکته فرهنگ استفاده از عطر و سایر مواد خشبو کننده در برنامه بهداشت فردی هست محمد (ص) خودش از عطر استفاده می کرد و سایر مسلمانان رو به پوشیدن لباس سفید و تمیز و استفاده از عطر و مرتب کردن سر و صورت تشویق می کرد

جالبه بدونید که اولین کسی که روش استخراج عطر رو از گیاهان کشف کرد ابن سینا بود که یه دانشمند مسلمان بود که بعدها توسط شرکت های عطر سازی غربی استفاده شد

غسل کردن یا استحمام کردن دفع موهای زائد بدن و اصلاح سر و صورت برای جلوگیری از رشد و فعالیت میکروب های بیماری زا در پوست و مو از دیگر تعالیم دینی اسلام هست که تو احادیث اسلامی دیده می شه

جالبه محمد (ص) ۱۴۰۰ سال بیش وقتی هنوز هیچ کس نمی دونست میکروب چیه و هیچ میکروسکپی اختراع نشده بود می دونست موجودات بسیار ریزی عامل ایجاد عفونت و بیماری هستند بعده ها ابوعلی سینا تو کتاب هاش از موجداتی بسیار ریزخبر داد و بعده ها دانشمندان غربی میکروب های مختلف رو کشف کردند 

البته محمد (ص) اون موقع نمی تونست به مردم بگه میکروب چیه؟ بنابراین میکروب ها رو با نام شیاطین به مردم معرفی می کرد

دستورات زیادی در مورد بهداشت تغذیه ای تو فرهنگ محمدی هست

۱. شستن دست ها قبل از غذا و بعد از غذا

۲. دست کشیدن از غذا پیش از رسیدن به حد سیر شدن کامل و بر نکردن تمام حجم معده برای جلوگیری از ناراحتی های گوارشی

۳.سفارش به  استفاده از زیتون عسل  میوه های مختلف به خصوص انگور خرما و انار  و آب میوه ها گوشت سالم حیوانات علفخوار و حلال گوشت

۴. نخوردن گوشت خوک که انگل های زیادی داره  نخوردن گوشت مردار و خون و حیوانات حرام گوشت دیگر

۵. عدم استفاده مشروبات الکلی به دلیل ضرر های جانی و مالی

۶. سفارش به ذکر یاد خدا برای درمان استرس و افسرده گی  و وسواس برای حفظ بهداشت روانی

وای دستم خسته شد از بس تایپ کردم .....

+ نوشته شده توسط cezibel در جمعه بیست و یکم مرداد 1390 و ساعت 3:5 |
خدا چه روزهایی رو به آدم نشون می ده گاهی ایمانون و توکلمون به خدا سست می شه اما خدا صحنه هایی رو نشونمون می ده که بهمون می گه کمربند های امنی ایمانتون رو محکم ببندید

از زمان انقلاب تا حالا که حدود سی سال میشه حکومت های آمریکایی اسرائیلی و اروپایی همه انرژی و تلاش و ثروتشون رو گذاشتند تا ایران اسلامی نباشه  

لانه جاسوسی امریکا

عملیات طبس

جنگ ایران و عراق

تحریم های سی ساله اقتصادی و سیاسی

حمله به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس برای تحریک ایران به شروع جنگ

بودجه های هنگفت صرف تهاجم فرهنگی با اینترنت و ماهواره و سایر رسانه ها

برنامه تشکیل و تقویت گروه های تروریستی طالبان برای سیاه نمایی چهره اسلام و اشاعه اسلام هراسی ه همدستی دولت وهابی  عربستان عودی

حادثه ۱۱ سپتامبر که آخرش گندش در اومد که کار خود آمریکا بود

جنگ افغانستان و جنگ عراق برای نزدیک شدن نظامی به ایران

تحریم های اقتصادی اخیر

دامن زدن و فتنه ایجاد کردن تفرقه افکنی و برنامه ریزی برای انقلاب سبز در انتخابات قبل برای بر اندازی جمهوری اسلامی ایران  

خلاصه سی سال نتونستن هیچ غلطی بکنند همونطور که امام خمینی پیش بینی کرده بود

و حالا امروز همه بدیهاشون به خودشون برگشت

بحران اقتصادی امروز و آمریکا و اروبا  ثمره همون تحریم های اقتصادی بود که به ایران تحمیل کردند و پول های هنگفتی بود که باهاش اسلحه ساختند تا میلیون ها آدم بی گناه رو بکشند تا به ایران برسند و

همچنین هزینه های فراوانی که صرف تهاجم فرهنگی و فرستادن ماهواره برای شستشوی مغزی و فاسد کردن مغز جوون های ایرانی کردند

و تمام نقشه های پلیدانه و فتنه و آشوب هایی که تو ایران دامن زدند حالا به خودشون برگشته

وضعیت آشوبها و اعتراضات اخیر ضد دولتی مردم آمریکا انگلیس فرانسه  فاجعه وحشیانه در نروژ  نتیجه نقشه های شیطانی شون برای نابودی ایران اسلامی بود که حالا به خودشون برگشته

از قدیم گفتند از همون دست که بدی از همون دست هم می گیری

بله این دنیا صاحب داره  بی حساب و کتاب نیست

+ نوشته شده توسط cezibel در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 و ساعت 2:18 |
یه موقع های با خودم می شینم فکر می کنم که حضرت محمد (ص) چقدر رنج و سختی و مشقت کشید تا بتونه فرهنگ اسلامی رو گسترش بده فرض کنید و لحظه ای خودتون را جای حضرت بگذارید

چشم باز می کنید و خودتون در میان مردم بدوی شبه جزیره عرب می بینید مردمی وحشی که به خشونت و شهوت و شکم برستی معروف بودند همش در حال جنگیدن و دشمنی با هم بودند زن براشون معادل با حیوان خانگی و تنها وسیله برای تامین شهوت بود کمترین ارزشی براش قائل نبودند از نظر سطح سواد و بهداشت در کمترین حد ممکن بودند

هنوز هم چنین رفتارهای تو بعضی از کشورهای عربی دیده می شه

خلاصه  تو همچین جامعه ای یهو به شما از طرف خدا دستور داده بشه که برای هدایت آدمها از این جامعه شروع کنید

حتی تصورش هم وحشت ناکه

چطور می شه مردمی رو که سالها به این شکل زندگی کردند طی ۲۳ سال تغییر داد

فحش ناسزا تمسخر توهین آزار و اذیت محاصره اقتصادی و سیاسی و جنگ تحمیلی ترور

اینها چیزهایی بود که محمد (ص ) باهاش مواجه بود و صبورانه همه رو تحمل کرد و دم نزد

تصور کنید ما خودمون حتی گاهی تحمل کوچکترین بی احترامی از طرف دیگران رو نداریم  سریع به هم می ریزیم و خشمگین می شیم

اما محمد (ص) با خلق کریمش روی زیبا و گشاده  با خوش اخلاقی و مردمداری آزار و اذیت مخالفانش رو تحمل کرد و امت مسلمان رو تشکیل داد

خدا در قرآن به محمد (ص) فرمود

به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان ( مردم) نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد. (159) 

همیشه در طول تاریخ تمام کسایی که برای هدایت بشریت و بیان حقیقت تلاش کردند وضعیت بهتر از محمد (ص ) را نداشتند همه آزار و رنج دیدند و دم نزدند و به راهشون ادامه دادند
  

+ نوشته شده توسط cezibel در سه شنبه هجدهم مرداد 1390 و ساعت 3:39 |
چرا وضو بگیریم ؟

اگر بی حال و پژمرده و بی انرژی هستید

اگر پوست صورتتون طراوت خودش رو از دست داده

اگر احساس افسرده گی و بی انگیزگی می کنید

اگر استرس شدید یا سردرد دارید

اگر عصبانی خشم گین و بد اخلاق شدید و گوشت تلخ شدید و کم صبر شدید و این موضوع روی روابط اجتماعی کاری و خانواده گی شما تاثیر منفی گذشته

اگر گناه یا وسوسه ای که دامنتون رو شدید گرفته و ازش رهایی ندارید

اگر تمرکز حواس هنگام انجام کارهای مهم رو ندارید

اگر از لاغری و بی اشتهایی رنج می برید

اگر از پرخوری و زیادی اشتها و چاقی رنج می برید

اگر از وسواس فکری و عملی رنج می برید

چندین بار در طول شبانه روز با آب سرد وضو بگیرید و هنگام وضو سعی کنید با ذکر خداوند و دعا تمرکز فکری داشته باشید

آداب وضو

اول مسواک بزنید

دوم بگویید بسم الله الرحمن الرحیم 

سوم هنگام دست زدن به آب بگویید بسم الله و بالله

چهارم آب را تو مشتتون بریزید بو کنید و کمی مزه مزه کنید و بگید الحمدالله الذی جعل ماء طهورا (سپاس خدای را که آب پاک را آفرید )

بنجم بگید الهی  جعلنی من التوابین و جعلنی من المطهرین (خدا یا مرا از توبه کننده گان و پاگیزگان قرار بده

چند تا ذکر دیگه هم داره که تو مفاتیح نوشته

و وضو بگیرید

 البته در مصرف آب هم اسراف نکنید با یه نصف لیوان آب هم می شه وضو گرفت  

امتحان کنید

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه هفدهم مرداد 1390 و ساعت 1:59 |
همین تکه های نون که با وجود گران شدن قیمت نان تو خونه های ما دور ریختهمی شه  و مدام در مورد کیفیت بدش اعتراض داریم

 

همین برنج ها و غذاهایی که تو خونه های ما و رستوران ها زیاد می آد و با بی توجهی تو سطل آشغال ریخته می شه

 

همین غذاهای زیاد از حد و رنگ و وارنگ و متنوع که تو شکم ما ریخته می شه و فایده و سودی جز افزایش چربی های اضافه و افزایش بی رویه وزن بدن و چاقی بی رویه می شه و تبدیل به بشکه شدنمون می شه

همین پول های هنگفتی که صرف خرید و تعویض بی رویه لباس های مارکدار لوازم لوکس و غیر ضروری و تجملاتی منزلمون آرایش بی رویه و گران قیمت سر و صورت و مو و هیکلمون و چشم تو چشمی می شه

اونور کره زمین تو قاره آفریقا برای خیلی ها حکم مرگ و زندگی داره

من امروز تنبلیم اومد برم به مردم سومالی کمک کنم حالا از عذاب وجدان دارم دق می کنم

ایشا... خدا کمک کنه فردا اول وقت برم بانک

البته اشتباه نکنید درسته که تو مملکت ما هم فقیر وجود داره و ما موظفیم اول به فقر کشور خودمون برسیم اما قحطی با فقر  زمین تا آسمون فرق داره نمی دوم فرق این دوکلمه براتون واضحه اگه نیست به یه فرهنگ لغت مراجعه کنید

اگه خدایی نکرده فرض کنیم تو ایران قحطی بیاد اگر سایر کشورهای اسلامی ما رو فراموش می کردند و فقط به کشور خودشون می رسیدند ما چه احساسی داشتیم ؟

 

+ نوشته شده توسط cezibel در شنبه پانزدهم مرداد 1390 و ساعت 1:55 |
یه روز تو مترو داشتم راجع به کار و رفتارهای زشت و بد یه آدمی فکر می کردم چشمم افتاد به این جمله

یه حدیث از یکی از امامان بود نوشته بود

"بزرگترین گناه اینه که آدم خودش رو خوب تر از  دیگران بدونه"

دیشب داشتم سوره بقره رو با معنی می خوندم بر خوردم به یه آیه

"دیگران را به راستی و درستی امر و نصیحت می کنید اما خودتان را فراموش می کنید"

یه آیه دیگه هست تو قرآن که میگه

ای کسانی که ایمان آوردید چرا مردم را به چیزی امر می کنید که خود به آن عمل نمی کنید این که چیزی را امر می کنید که خودتان  را اجرا نمی کنید موجب خشم خداوند می شود

برای عوض کردن و درست کردن دنیا هر کسی باید از خودش شروع کنه

نمی شه خودم دزدی و هیزی کنم بعد دیگران رو به دزدی و هیزی متهم کنم

نمی شه خودم به ناموس دیگران چشم بد داشته باشم و بی احترامی کنم و توقع داشته باشم دیگران به خانواده و ناموسم چشم بد نداشته باشند و حرمت ناموس من رو نگه دارند

نمی شه که من دروغ بگم بعد دیگران رو به دروغ گویی متهم کنم

یا نمی شه که خودم غیبت کنم دیگران رو متهم کنم به غیبت

نمی شه خودم تو یه خیابون ورود ممنوع برم بعد وقتی یکی تو یه خیابون یه یک طرفه به سمت من ورود ممنوع بیاد شیشه رو بکشم بایین و فحش بدم

نمی شه خودم بخوروم و  بخوام و راحت باشم و دیگران رو به سستی و کم کاری متهم کنم

نمی شه خودم صبح تا شب برنامه های فاسد ماهواره نگاه کنم و فسق و فجور کنم و وقتی دیگران همین کار رو می کنند امر به معروف و نهی از منکر کنم

 

بیامبران و امامان  وقتی دیگران رو به راستی و درستی امر می کردند و از بدی و زشتکاری نهی می کردند اول از خودشون شروع می کردند

بیامبر ما به مهربانی و خوشرفتاری و خوش زبانی امانت داری و درستکار یاکدامنی شهره بوده و هست وبا همین ویژه گی تونست امروز یک میلیارد و سیصد میلیون نفر مسلمون تو دنیا تو مدرسه خودش پرورش بده

+ نوشته شده توسط cezibel در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 و ساعت 2:9 |
امام صادق(ع) فرمود: "شیطان گفته است: پنج كس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار منند:
1ـ كسی كه با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام كارها به او توكّل كند.
2ـ كسی كه در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ كسی كه هر چه برای خود می پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ كسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
5ـ كسی كه به آن چه خدا قسمتش كرده است راضی باشد".(12)
+ نوشته شده توسط cezibel در سه شنبه یازدهم مرداد 1390 و ساعت 1:46 |
رمضان اومد با روزه هاش با گشنگی هاش تشنگی هاش  و بی خوابی هاش ولی رمضان فقط گشنگی تشنگی و رنج نیست

لذت هم هست

 لذت های معنوی  خوشی های شیرین  حس سبکی و بی وزنی و آرامش فکری و روحی

جالبه من تو روزها و شب های رمضان فکرم بهتر کار می کنه ایده های خوب زیادی در زمینه های مختلف به ذهنم می رسه و ذهنم بعد از افطار به یه انسجام و نظم خواصی می رسه

 

+ نوشته شده توسط cezibel در دوشنبه دهم مرداد 1390 و ساعت 2:52 |


Powered By
BLOGFA.COM